X
تبلیغات
روابط عمومي
 

زیمبابوه مربوط به استاد ابوالفتحی

زیمبابوه

Image Hosted by Free Picture Hosting at www.iranxm.com

شعار ملی"یک‌پارچگی، آزادی، کار

"سرود ملی"سرزمین زیمبابوه خجسته باد"

زیمبابوه کشوری است در جنوب آفریقا. پایتخت آن هراره است.

تاریخ

این کشور در قرن نوزدهم میلادی مستعمره انگلیس شد.
از سال ۱۹۶۵ کم‌کم تلاش‌ها برای استقلال در این کشور آغاز شد و سرانجام در سال ۱۹۷۰ میلادی رسما جمهوری زیمبابوه اعلام موجودیت کرد.
در سال ۱۹۸۰ رابرت موگابه به عنوان نخست وزیر این کشور انتخاب شد.
پس از آن در سال ۱۹۸۷ در قانون اساسی این کشور اصلاحاتی ایجاد شد که بر اساس آن موگابه رئیس جمهور شد.

سیاست

در زیمبابوه قدرت در دست رئیس جمهور است.
رابرت موگابه
در انتخابات سال ۲۰۰۸ نیز شرکت کرد.

زیمبابوه دو مجلس دارد:

مجلس سنا که در سال ۲۰۰۵ دوباره تشکیل شد و مجلس ملی که قانونگذاری را به عهده دارد.

تقسیمات کشوریAdministrative Divisions of Zimbabwe.svg

جغرافیا

جمهوری زیمبابوه سرزمین آبشار ویکتوریا، یکی از عجایب طبیعی جهان است که در در سال ۱۹۷۰ استقلال خود را به دست آورد.

Image Hosted by Free Picture Hosting at www.iranxm.com

زیمبابوه از جنوب با آفریقای جنوبی، از جنوب غربی با بوتسوانا، از شمال غرب با زامبیا و از شرق با موزامبیک همسایه‌است.
مدتی رودزیای جنوبی نامیده می‌شد. این کشور ۱۲٬۵۲۱٬۰۰۰ نفر جمعیت دارد.
مردم آن به داشتن فرهنگ بالا و تحصیلات خوب معروفند. نمایشگاه بین‌المللی کتاب زیمبابوه که هر ساله در اول ماه اوت برگزار می‌شود، معتبرترین نمایشگاه کتاب در قاره آفریقا محسوب می‌شود.

اقتصاد

تولید ناخالص داخلی این کشور ۱۸۶/۶ میلیارد دلار است. رشد تولید ناخالص داخلی آن در سال ۲۰۰۷ میلادی منفی بود.
۳٬۹۹۸٬۰۰۰ نفر نیروی کار این کشور را تشکیل می‌دهند و نرخ بیکاری درآن ۸۰ درصد است.
۶۸ درصد مردم زیمبابوه زیر خط فقر زندگی می‌کنند و نرخ تورم آن بیش از صد هزار درصد است. [تورم بیش از صد هزار درصدی در زیمبابوه]
محصولات صادراتی این کشور شامل پلاتینیوم، پنبه، تنباکو، طلا، آلیاژهای آهن و منسوجات است که به کشورهای آفریقای جنوبی (۲۴٬۸ درصد)، جمهوری دموکراتیک کنگو (۱۷٬۶ درصد)، بوتسوانا (۱۵٬۷ درصد) و ایالات متحده (۱۰٬۴ درصد) صادر می‌شود.
محصولات وارداتی این کشور شامل ماشین آلات و تجهیزات، محصولات کارخانه‌ای، مواد دارویی و سوخت است که از کشورهای آفریقای جنوبی (۴۰٬۸ درصد)، زامبیا (۲۹٬۶ درصد) و ایالات متحده (۴٬۹ درصد) وارد می‌شود.
در طی سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۶ ارزش پول این کشور از هر ۳۰۰ واحد یک دلار به یک میلیون و چهارصد هزار واحد به یک دلار رسید.

با اینکه در ماه آگوست سال ۲۰۰۶ دولت سه صفر را از جلوی دلار (نام پول رایج در کشور زیمبابوه دلار است و در زبان عامه به آن زیم دلار می‌گویند.) برداشت تا مردم در حمل و نقل آن راحت تر باشند و دولت بتواند جلوی نزول ناباورانه زیم دلار را در مقابل دلار آمریکا بگیرد، اما مردم به این امر توجی نکردند و اعداد و ارقام را مانند گذشته می‌دانند.
در ماه اکتبر نرخ ارز به هزار و چهارصد واحد به یک دلار رسید که از نظر مردم همان یک میلیون و چهارصد هزار واحد به یک دلار می‌باشد.

وضعیت فعلی زیمبابوه در پی بیرون کردن کشاورزان انگلیسی از زیمبابوه بوجود آمد.
در حدود سال ۱۹۶۵ هر دو دلار آمریکا در زیمبابوه به یک دلار زیمبابوه خرید و فروش می‌شد.
قیمت‌ها در زیمبابوه در یک سال گذشته بیش از صد هزار برابر افزایش یافته‌است و نرخ تورم در زیمبابوه یازده میلیون و دویست هزار درصد است.

مردم

جمعیت این کشور شامل ۱۲٬۵۲۱٬۰۰۰ نفر است که میانگین سنی آنها ۲۰٬۱ سال است.
امید به زندگی در بدو تولد برای زنان ۳۸٬۳۵ سال و برای مردان ۴۰٬۶۲ سال است.
بیماری ایدز یکی از مشکلات اصلی این کشور است که سالانه جان هزاران نفر را می‌گیرد.
۲۴٬۶ درصد از مردم زیمبابوه به این بیماری مبتلا هستند.
زبان رسمی زیمبابوه انگلیسی است.

فرهنگ

ارتباطات

۳۳۱ هزار و ۷۰۰ خط تلفن ثابت و ۸۳۲ هزار و ۵۰۰ خط تلفن همراه در این کشور وجود دارد.
زیمبابوه ۱۵ هزار و ۵۰۷ میزبان اینترنت و یک میلیون و ۲۲۰ هزار کاربر دارد.

منابع

 

جمهوری زیمبابوه سرزمین آبشار ویکتوریا، یکی از عجایب طبیعی جهان است که در در سال 1970 استقلال خود را به دست آورد.

زیمبابوه از جنوب با آفریقای جنوبی، از جنوب غربی با بوتسوانا، از شمال غرب با زامبیا و از شرق با موزامبیک همسایه است.

این کشور در قرن نوزدهم میلادی مستعمره انگلیس شد. از سال 1965 کم‌کم تلاش‌ها برای استقلال در این کشور آغاز شد و سرانجام در سال 1970 میلادی رسما جمهوری زیمبابوه اعلام موجودیت کرد.

در سال 1980 رابرت موگابه به عنوان نخست وزیر این کشور انتخاب شد. پس از آن در سال 1987 در قانون اساسی این کشور اصلاحاتی ایجاد شد که بر اساس آن موگابه رئیس جمهور شد.

سیاست در زیمبابوه

در زیمبابوه قدرت در دست رئیس جمهور است. موگابه در انتخابات سال 2008 نیز شرکت کرد.

زیمبابوه دو مجلس دارد: مجلس سنا که در سال 2005 دوباره تشکیل شد و مجلس ملی که قانونگذاری را به عهده دارد.

اقتصاد در زیمبابوه
http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/posc/map/zimbabwe-map%5B100%5D.jpg

تولید ناخالص داخلی این کشور 186/6میلیارد دلار است. رشد تولید ناخالص داخلی آن در سال 2007 میلادی منفی بود.

سه میلیون و 998 هزار نفر نیروی کار این کشور را تشکیل می‌دهند و نرخ بیکاری درآن 80 درصد است.

68 درصد مردم زیمبابوه زیر خط فقر زندگی می‌کنند و نرخ تورم آن بیش از صد هزار درصد است. [تورم بیش از صد هزار درصدی در زیمبابوه]

محصولات صادراتی این کشور شامل پلاتینیوم، پنبه، تنباکو، طلا، آلیاژهای آهن و منسوجات است که به کشورهای آفریقای جنوبی (8/24درصد)، جمهوری‌دموکراتیک‌کنگو(6/17درصد)، بوتسوانا (7/15 درصد) و آمریکا (4/10 درصد) صادر می‌شود.

محصولات وارداتی این کشور شامل ماشین‌آلات و تجهیزات، محصولات کارخانه‌ای، مواد دارویی و سوخت است که از کشورهای آفریقای جنوبی (8/40درصد)، زامبیا (6/29درصد) و آمریکا (9/4درصد) وارد می‌شود.

مردم زیمبابوه

جمعیت این کشور شامل 12 میلیون و 311 هزار و 143 نفر است که میانگین سنی آنها 20.1 سال است.

امید به زندگی در بدو تولد برای زنان 35/38سال و برای مردان 62/40سال است. بیماری ایدز یکی از مشکلات اصلی این کشور است که سالانه جان هزاران نفر را می‌گیرد.

24/6درصد از مردم زیمبابوه به این بیماری مبتلا هستند. زبان رسمی زیمبابوه انگلیسی است.

ارتباطات در زیمبابوه

331 هزار و 700 خط تلفلن ثابت و 832 هزار و 500 خط تلفن همراه در این کشور وجود دارد.

زیمبابوه 15 هزار و 507 میزبان اینترنت و یک میلیون و 220 هزار کاربر دارد.

زیمبابوه در یک نگاه

مساحت

390،580 کیلومتر مربع

جمعیت

12،311،143 نفر

پایتخت

هراره

واحد پول

دلار زیمبابوه

دامنه اینترنتی

zw.

پیش شماره

263+

 


 

نوشته شده توسط كرم زاده در دوشنبه هفتم شهریور 1390 ساعت 18:1 موضوع | لینک ثابت


استیون هاوکینگ کیست؟(مربوط به استاد ابوالفتحی)


استيون هاوكينگ كيست؟

او از هر گونه تحرک عاجز است. نه می تواند بنشیند نه برخیزد. نه راه برود. حتی قادر نیست دست و پایش را تکان بدهد یا بدنش را خم و راست کند. از همه بدتر توانایی سخن گفتن را نیز ندازد.


[ دانشمندان ]

 


استيون هاوكينگ
( Stephen Hawking )

متولد 8 ژانويه 1942
او از هر گونه تحرك عاجز است. نه مي تواند بنشيند نه برخيزد. نه راه برود. حتي قادر نيست دست و پايش را تكان بدهد يا بدنش را خم و راست كند. از همه بدتر توانايي سخن گفتن را نيز ندازد. زيرا عضلات صوتي او كه عامل اصلي تشكيل و ابراز كلمات اند مثل 99 درصد بقيه عضلات حركتي بدنش در يك حالت فلج كامل قرار دارند. مشتي پوست و استخوان است روي يك صندلي چرخدار كه فقط قلبش و ريه هايش و دستگاه هاي حياتي بدنش كار مي كنند و بخصوص مغزش فعال است. يك مغز خارق العلده كه دمي از جستجو و پژوهش و رهگشايي بسوي معماها و نا شناخته ها باز نمي ماند.


اين اعجوبه مفلوج استيفن هاوكينگ پرآوازه ترين دانشمند دهه آخر قرن بيستم است كه اكنون در دانشگاه معروف كمبريج همان كرسي استادي را در اختيار داردكه بيش از دو قرن پيش زماني به اسحق نيوتن كاشف قانون جاذبه تعلق داشت.همچنين وي را انيشتين دوم لقب داده اند زيرا مي كوشد تئوري معروف نسبيت را تكامل بخشد و از تلفيق آن با تئوري هاي كوانتومي فرمول واحد جديدي ارائه دهد كه توجيه كننده تمامي تحولات جهان هستي از ذرات ريز اتمي تا كهكشان هاي عظيم باشد.
اينشتين معتقد بود كه چنين فرمول يا قانون واحدي مي بايست وجود داشته باشد و سالهاي آخر عمرش را در جستجوي آن سپري كرد اما توفيقي نيافت.
استيفن هاوكينگ شهرت و اعتبار علمي خود را مديون محاسبات رياضي پيچيده و بسيار دقيقي است كه در مورد چگونگي پيدايش و تحول سياهچاله هاي آسماني يا حفره هاي سياه انجام داده است.اين اجرام فوق العاده متراكم كه به علت قدرت جاذبه بسيار قوي حتي نور امكان جدايي از سطح آن ها را نداردوجودشان بر اساس تئوري نسبيت انيشتين پيش بيني شده بود و به همين جهت هم سياهچاله ناميده شدند.رديابي و رويت آنها بوسيله قويترين تلسكوپ ها يا هر وسيله ديگر تا كنون ممكن نبوده است. با وجود اين استيفن هاوكينگ با قدرت انديشه و محاسبات رياضي چون و چرا ناپذيرش- نه فقط وجود سياهچاله ها را به اثبات رسانده و چگونگي شكل گيري و تحول آن ها را نشان داده بلكه به نتايج جالبي در رابطه اين اجرام با كيفيت وقوع انفجار بزرگ Big Bang در آغاز پيدايش كيهان دست يافته است كه در دانش فيزيك اختري و كيهان شناسي اهميت بسزايي دارد و به عقيده صاحبنظران بناي اين علوم را در قرن آينده تشكيل خواهد داد.

كتاب جديد هاوكينگ در اين زمينه كه بعنوان سياهچاله ها و جهان هاي نوزاد انتشار يافت در محافل علمي جهان مثل يك بمب صدا كرد و شگفتي فراوان برانگيخت. اما قبل از اشاره خلاصه اي مي آوريم از زندگي نويسنده اش كه براستي از كتاب او شگفتي بر انگيز تر است .

استيفن هاوكينگ در 8 ژانويه 1942 در شهر دانشگاهي آكسفورد زاده شد و دوران كودكي و تحصيلات اوليه اش را در همان شهر گذرانيد. از همان زمان به علوم رياضيات علاقه داشت و آرزوي دانشمند شدن را در سر مي پروراند اما در مدرسه يك شاگرد خودسر و بخصوص بد خط شناخته مي شد و هرگز خود را در محدوده كتاب هاي درسي مقيد نمي كرد بلكه چون با مطالعات آزاد سطح معلواتش از كلاس بالاتر بود هميشه سعي داشت در كتاب هاي درسي اشتباهاتي را گير بياورد و با معلمان به جر و بحث و چون و چرا بپر دازد !

پدر و مادرش از طبقه متوسط بودند با يك زندگي ساده در خانه اس شلوغ و فرسوده اما مملو از كتاب كه عادت به مطالعه را در فرزندانشان تقويت مي كرد. فرانك پدر خانواده پزشك متخصص در بيماري هاي مناطق گرمسيري بود و به همين جهت نيمي از سال را به سفرهاي پژوهشي در مناطق آفريقايي مي گذرانيد. اين غيبت هاي متوالي برلي بچه ها چنان عادي شده بود كه تصور مي كردند همه پدر ها چنين وضعي دارند. و مانند پرندگان هر ساله در فصل سرما به مناطق آفتابي مهاجرت مي كنند و بعد به آشيانه بر مي گردند. در عين حال غيبت هاي پدر نوعي استقلال عمل و اتكا به نفس در بچه ها ايجاد مي كرد.

استيفن در 17 سالگي تحصيلات عاليه را در رشته طبيعي آغاز كرد و از همان زمان به فيزيك اختري و كيهان شناسي علاقه مند شد زيرا در خود كنجكاوي شديدي مي يافت كه به رمز و راز اختران و آغاز و انجام كيهان پي ببرد. سالهاي دهه 60 عصر طلايي كشف فضا- پرتاب اولين ماهواره ها و سفر هيجان انگيز فضانوردان به كره ماه بود و بازتاب اين وقايع تاريخي در رسانه ها جوانان را مجذوب مي كرد. بعلاوه استيفن از كودكي عاشق رمان هاي علمي تخيلي بود و مطالعه آن ها نيز بر اشتياق او به كسب معلومات بيشتر در فيزيك و نجوم و علوم ديگر مي افزود. او دوره سه ساله دانشگاه را با موفقيت به پايان برد و آماده مي شد تا دوره دكترا را در رشته كيهان شناسي آغاز كند اما . . .



اما به دنبال احساس ناراحتي هايي در عضلات دست و پا استيفن در ژانويه 1963 يعني آغاز بيست و يكسالگي مجبور به مراجعه به بيمارستان شد و آزمايش هايي كه روي او انجام گرفت علائم بيماري بسيار نادر و درمان ناپذيري را نشان داد. اين بيماري كه به نام ALS شناخته مي شود بخشي از نخاع و مغز و سيستم عصبي را مورد حمله قرار مي دهد و به تدريج اعصاب حركتي بدن را از بين مي برد و با تضعيف ماهيچه ها فلج عمومي ايجاد مي كند بطوريكه بمرور توانايي هرگونه حركتي از شخص سلب مي شود. معمولا مبتلايان به اين بيماري بي درمان مدت زيادي زنده نمي مانند و اين مدت براي استيفن بين دو تا سه سال پيش بيني شده بود.

نوميدي و اندوه عميقي را كه پس از آگاهي از جريان بر استيفن مستولي شد مي توان حدس زد. ناگهان همه آرزوهاي خود را بر باد رفته ميديد. دوره دكترا-روياي دانشمند شدن - كشف رمز و راز كيهان - همگي به صورت كاركاتورهايي در آمدند كه در حال دورشدن و رنگ باختن به او پوزخند مي زدند. بجاي همه آن خيال پروريهاي بلند پروازانه حالا كاري بجز اين از دستش بر نمي آمد كه در گوشه اي بنشيند و دقيقه ها را بشمارد تا دوسال بعد با فلج عمومي بدن زمان مرگش فرا برسد.

به اتاقي كه در دانشگاه داشت پناه برد و در تنهايي ساعتها متفكر و بي حركت ماند. خودش بعدها تعريف كرده است كه آن شب دچار كابوسي شد و در خواب ديد كه محكوم به اعدام شده است و او را براي اجراي حكم مي برند و در آن موقعيت حس كرد كه هر لحظه زندگي چقدر برايش ارزشمند است. بعد از بيداري به ياد آورد كه در بيمارستان با يك جوان مبتلا به بيماري سرطان خون هم اتاق بوده و او از فرط درد چه فريادهايي مي كشيد. پس خود را قانع كرد كه اگر به بيماري لادرماني مبتلاست اما لااقل درد نمي كشد. بعلاوه طبع لجوج و نقادش كه هيچ چيز را به آساني نمي پذيرفت هشدار داد كه از كجا معلوم كه پيش بيني پزشكان درست از كار در بيايد و چه بسا كه از نوع اشتباهات كتب درسي باشد!

اما آنچه به او قوت قلب و اعتماد به نفس بيشتري براي مبارزه با نوميدي و بدبيني داد آشنايي اش در همان ايام با دختري به نام (جين وايلد) بود كه عد ها همسرش شد و نقش فرشته نگهبانش را به عهده گرفت. جين اعتقادات مذهبي عميقي داشت و معتقد بود كه در هر فاجعه اي بذراهي اميد وجود دارد كه با استقامت و قدرت روحي خود مي تواند رشد كند. و بارور شود. بايد به خداوند توكل داشت و از ناكاميهايي كه پيش مي آيد خيزگاههايي براي كاميابي ساخت.

جين دانشجوي دانشگاه لندن بود اما تحت تاثير هوش فوق العاده و شخصيت استثنايي استيفن چنان مجذوب او شده بود كه هر هفته به سراغش مي آمد و ساعتي را به گفتگوي با او مي گذرانيد و آمپول خوشبيني تزريق مي كرد.آنها پس از چندي رسما نامزد شدند و استيفن تحصيلات دانشگاهي اش را از سر گرفت زيرا براي ازدواج با جين مي بايست هرچه زودتر دكتراي خود را بگيرد و كار مناسبي پيدا كند.

و او طي دو سال با اشتياق و پشتكار اين برنامه را عملي كرد در حاليكه رشد بيماري لعنتي را در عضلاتش شاهد بود و ابتدا به كمك يك عصا و سپس دو عصا راه مي رفت. ازدواجش با جين در سال 1965 صورت گرفت و او چنان غرق اميد و شادي بود كه به پيش بيني دو سال پيش پزشكان در مورد مرگ قريب الوقوعش نمي انديشيد.

پروفسور استيفن هاوكينگ اكنون 61 سال داردو ظاهرا بيش از يك ربع قرن قاچاقي زندگي كرده است. البته اگر بتوان وضع كاملا استثنايي او را در حال حاضر زندگي ناميد.!

پيش بيني پزشكان در مورد بيماري فلج پيش رونده او نادرست نبود و اين بيماري اكنون به همه بدنش چنگ انداخته است. از اواخر دهه 60 براي نقل مكان از صندلي چرخدار استفاده مي كند و قدرت تحرك از همه اجزاي بدنش بجز دو انگشت دست چپش سلب شده است. با اين دو انگشت او مي تواند دكمه هاي كامپيوتر بسيار پيشرفته اي را فشار دهد كه اختصاصا براي او ساخته اند و بجايش حرف مي زند. و رابطه اش را با دنياي خارج برقرار مي كند زيرا از سال 1985 قدرت تكلم خود را هم ازدست داده است.

در آن سال او پس از بازگشت از سفري به درو دنيا براي مدتي در ژنو بسر مي برد كه مركز پژوهشهاي هسته اي اروپاست و دانشمندان اين مركز جلسات مشاوره اي با او داشتند. يك شب كه استيفن هاوكينگ تا دير وقت مشغول كار بود ناگهان راه نفس كشيدنش گرفت و صورتش كبود شد بيدرنگ او را به بيمارستان رساندند و تحت معالجات اضطراري قرار دادند. معمولا مبتلايان به بيماري ALS در مقابل ذات الريه حساسيت شديدي دارند و در صورت ابتلاي به آن ميميرند كه اين خطر براي استيفن هاوكينگ هم پيش آمده بود و گرفتن راه تنفس او ناشي از ذات الريه بود. پس از چند روز بستري بودن در بخش مراقبتهاي ويژه بيمارستان سرانجام با اجازه همسرش تصميم گرفته شد كه با عمل جراحي مخصوص مجراي تنفس او را باز كنند اما در نتيجه اين عمل صداي خود را براي هميشه از دست مي داد

عمل جراحي با موفقيت صورت گرفت و بار ديگر استيفن از خطر مرگ جست. هر چند قدرت تكلم خود را از دست داد اما با جايگزيني كامپيوتر مخصوص سخنگو ارتباط او با اطرافيانش حتي بهتر از سابق شد زيرا قبلا بعلت ضعف عضلات صوتي با دشواري و نارسايي زياد صحبت مي كرد. كامپيوتر سخنگو را يك استاد آمريكايي كامپيوتر در كاليفرنيت براي او ساخت و تقديمش كرد. برنامه ريزي اين دستگاه شامل سه هزار كلمه است و هر بار كه استيفن بخواهد سخني بگويد مي بايست با انتخاب كلمات و فشردن دكمه هاي كامپيوتر به كمك دو انگشتش كه هنوز كار مي كنند جمله مورد نظرش را بسازد و صداي مصنوعي به جاي او حرف مي زند. البته اينگونه سخنگويي ماشيني طولاني تر است اما خود استيفن كه هرگز خوشبيني اش را از دست نمي دهد عقيده دارد كه به او وقت بيشتري مي دهد براي انديشيدن آنچه مي خواهد بگويد و سبب مي شود كه هرگز نسنجيده حرف نزند.

ويلچر يا صندلي چرخدار استيفن كه بوسيله آن رفت و آمد مي كند نيز از پيشرفته ترين پديده هاي تكنولوژي است و با نيروي الكتريكي حركت مي كند. وي اتكاي زيادي به ويلچر خود دارد چون علاوه بر حركت با آن وسيله اي براي ابراز احساساتش نيز محسوب مي شود. مثلا اگر در يك ميهماني به وجد آيد با ويلچرش به سبك خاص خود مي رقصد و چنانچه صبر و حوصله اش را در مورد يك شخص مزاحم از دست بدهد در يك مانور سريع از روي پاهاي او رد مي شود !!! بسياري از شاگردانش ضربه چرخهاي ويلچر او را تجربه كرده اند و به گفته خودش يكي از تاسف هايش اين است كه طعم اين تجربه را به مارگارت تاچر نچشانده است !

يكي از شگفتيهاي اين آدم مفلوج و نحيف كه به ظاهر بايد موجودي تلخ و غمزده و منزوي باشد شوخ طبعي و شيطنت كودكانه اوست كه بخصوص در برق نگاه هوشمندانه و رندانه اش ديده مي شود. در حاليكه اجزاي چهره اش بي حركت و فاقد هرگونه واكنش احساسي و عاطفي هستند اما چشمانش مي درخشند.


انگار به هزار زبان با مخاطب سخن مي گويند. او بهيچوجه خودش را منزوي نكرده است. به كنسرت و پارك مي رود. در رستوران غذا مي خورد. در انجمن هاي دانشجويان شركت مي كند. و سر به سر شاگردانش كه هميشه او را سوال پيچ مي كنند مي گذارد. شيوه شيطنت آميزش اينست كه پاسخگويي را گاهي عمدا كش مي دهد و در حاليكه پرسش كنندگان پس از چند دقيقه انتظار پاسخ مفصلي را براي سوال خود پيش بيني مي كنند با يك كلمه بله يا نه از كامپيوتر سخنگويش همه را به خنده مي اندازد.

اين اعجوبه فاقد تحرك عاشق جنب و جوش و گشت و سياحت است و تا كنون دوبار به سفر دور دنيا رفته و حتي از چين و ديوار باستاني آن ديدن كرده است. همچنين در صدها كنفرانس و سمينار علمي شركت كرده است و به ايراد سخنراني پرداخته است. كه البته اين سخنراني ها قبلا در نوار ضبط و در روز كنفرانس پخش مي شود.


پرفروشترين كتاب علمي

از نكات جالب ديگر در زندگي استيفن هاوكينگ يكي هم اينست كه او در سالهاي اوليه زناشويي اش با جين وايلد از او صاحب سه فرزند شد يك دختر و دو پسر. لذت پدري و احساس مسئوليت در تامين زندگي فرزندان يكي از مهمترين انگيزه هايي بود كه او را در مقابله با مشكلاتش ياري داد زيرا با طبع لجوج و بلندپروازش اصرار داشت كه بهترين امكانات زندگي و تحصيل را براي بچه هايش فراهم كند و اين امر مخارج هنگفتي روي دستش مي گذاشت. هزينه خودش هم كم نبود چون مي بايست به دو پرستار تمام وقت و يك دستيار حقوق بپردازد و درامد استادي دانشگاه كفاف اين مخارج را نمي داد. به همين جهت در اواسط دهه 80 به فكر نوشتن كتاب افتاد و در سال 1988 كتاب معروف خود به نام ( تاريخ كوتاهي از زمان) را منتشر كرد.{بزودي اين كتاب را در سايت خواهيم آورد}

در اين كتاب كه به فارسي هم ترجمه شده است استيفن هاوكينگ به زبان ساده و قابل فهم عامه پيچيده ترين مسائل فيزيك جديد و كيهان شناسي و بخصوص ماهيت زمان و فضا را بررسي كرده و نظريات و محاسبات خودش را شرح داده است. بي آنكه خواننده را با فرمولها و معادلات رياضي بغرنج گيج كند. اما به رغم سادگي بيان و جذابيت مباحث بسياري از مردم از آن سر در نمي آورند. زيرا ايده هاي مطرح شده در كتاب در سطح بالاي علمي است. با وجود اين كتاب مزبور 8 ميليون نسخه به فروش رفته و 183 هفته در ليست 10 كتاب پرفروش جهان قرار داشته است و طبعا چنين موفقيت بيمانندي مشكلات مادي استيفن را براي هميشه حل مي كند.

كتاب جديد استيفن به نتايج پژوهشها و يافته هاي او درباره ي سياهچاله ها اختصاص دارد. اين اجرام مرموز و فاقد نورانيت آسماني كه بر اساس تئوري پذيرفته شده اي در سالهاي اخير از فروريزي و تراكم ستارگان سنگين وزن پس از اتمام سوخت هسته اي آن ها پديد مي آيند ستارگان ديگر را در اطراف خود مي بلعند و با افزايش جرم و در نتيجه دستيابي به نيروي جاذبه قويتر به تدريج ستارگان دورتر را به كام مي كشند. بدينگونه در سياهچاله ها ماده به حدي از تراكم مي رسد كه هر سانتي متر مكعب آن مي تواند ميليونها و حتي ميلياردها تن وزن داشته باشد و نيروي جاذبه آنچنان قوي است كه نور و هيچگونه تشعشعي امكان خروج از سطح آن ها را ندارد. به همبن جهت ما هرگز نمي توانيم حتي با قويترين تلسكوپها اين غولهاي نامرئي را رديابي كنيم.

اما استيفن هاوكينگ در كتاب تازه اش برداشتهاي متفاوتي از سياهچاله ها ارائه داده است و با محاسبات خود به اين نتيجه مي رسد كه اين اجرام بكلي فاقد نورانيت نيستند و بعلاوه موادي را كه از ستارگان ديگر جذب و بلع مي كنند در مرحله نهايي تراكم به حالتي انفجار گونه از يك كانال ديگر بيرون مي ريزند. منتها آنچه دفع مي شود به همان صورتي نيست كه بلعيده شده است. به عبارت ديگر سياهچاله ها نوعي بوته زرگري هستند كه طلا آلات مستعمل را به شمش تبديل مي كنند. از كانال خروجي عناصر تازه در يك جهان نوزاد تزريق مي شود كه مي توان آن را در مقابل سياهچاله ( سپيد چشمه) ناميد.

شايد سالها طول بكشد تا صحت و سقم نظزيه هاي جديد استيفن هاوكينگ روشن شود زيرا آنقدر تازگي دارد كه عجيب به نظر مي رسد. اما عجيب تر از آن مغز اين مرد است كه اين نظزيه پردازي ها و رهگشائيها از آن مي تراود. او براي محاسبات طولاني و پيچيده رياضي و نجومي خود حتي از نوشتن ارقام روي كاغذ محروم است و بايد همه اين عمليات بغرنج را در مغز خود انجام بدهد و نتايج را در حافظه اش نگهدارد بدينگونه فقط با مغزش زنده است و به قول دكارت چون فكر مي كند پس وجود دارد.

اما اين موجود اين آدم معلول و نحيف و عاجز از تحرك و تكلم يك سرمشق است . . . .

براي آن ها كه با اميد و استقامت و تلاش بيگانه اند . . .

براي آن ها كه تواناييهاي انسان و ارزش انديشه سالم و سازنده را دست كم مي گيرند . . .

براي بدبين ها و منفي باف ها كه در افق ديد خود جهان را به گونه سياهچاله اي مخوف و ظلماني مي بينند . . . .

به سخن استيفن هاوكينگ : ( در آنسوي هر سياهچاله سپيد چشمه اي وجود دارد )
منبع :physics.ir
  منبع 2 :

www.iranika.ir

 


 

نوشته شده توسط كرم زاده در شنبه هشتم مرداد 1390 ساعت 14:49 موضوع | لینک ثابت


تصاویری از دفتر روزنامه جامه جم و چاپ مسعود

 

 


 

نوشته شده توسط كرم زاده در شنبه چهاردهم خرداد 1390 ساعت 23:53 موضوع | لینک ثابت


 








 

نوشته شده توسط كرم زاده در شنبه چهاردهم خرداد 1390 ساعت 19:7 موضوع | لینک ثابت


نشریات سینمایی ایران ازآغازتاسال1383

نشريات سينمايي ايران از آغاز تا سال 1383 . پژوهشگر: رسول انبارداران

مدتي بود که براي نوشتن مقاله‌اي در باره چند نشريه سينمايي قبل از انقلاب و مقايسه آن‌ها با نشريات بعد از انقلاب به دنبال منبعي مي‌گشتم که داراي مشخصات کامل نشريات سينمايي باشد. منبعي که داراي چنين مشخصه‌اي باشد نيافتم. 
در تمامي کتابشناسي‌هاي موجود نشريات سينمايي نيز به ترتيب الفبايي فهرست شده‌‌اند، بنابراين يافتن آن‌ها براي مخاطب دشوار است، ضمن آن که اطلاعات موجود در آن‌ها بسيار مختصر و در حد شناسايي اوليه است.
پي‌گيري‌هاي بعدي منجر به يافتن منابعي شد که علاوه بر فهرست کردن نشريات سينمايي در باره آن‌ها توضيحاتي نيز داده شده بود. از جمله: مرحوم حميد ش

مقدمه
با اين هدف که مشخصات مجموعه نشريات سينمايي کشور را، از آغاز انتشار، فراهم آورم تا در دسترس علاقمندان ، خصوصا اهل تحقيق ، قرار گيرد اين پژوهش را آغاز کردم.

عاعي سلسله کتاب‌هايي دارد با عنوان « نام آوران سينماي ايران» در سومين مجموعه (منتشر شده در سال 1356)که به معرفي فروغ فرخزاد اختصاص دارد سخن از نشريات سينمايي رفته است. شعاعي در اين کتاب، با توجه به اين که اکثر نشريات نامبرده شده را در زمان انتشار ديده و خوانده، ضمن توضيحاتي در باره چگونگي شکل گيري نشريه، مطالب منتشر شده، سردبير و غيره، نظرات شخصي خود را نيز بيان کرده است.
مسعود مهرابي نيز در کتاب‌هاي: «تاريخ سينماي ايران» و «کتابشناسي سينماي ايران» در باره بعضي از نشريات سينمايي توضيحات ارزنده‌اي داده است.
از ديگر منابعي که در آن‌ها اختصاصاً به مقوله نشريات سينمايي پرداخته شده است، مقالاتي است که در نشريات سينمايي گزارش فيلم (1371 )، فرهنگ و سينما ( 1381 ) و فصلنامه رسانه ( 1371 ) درج شده است. در برخي از اين مقالات به نشريات خاصي پرداخته شده و در برخي ديگر سالشمار نشريات سينمايي همراه با توضيحاتي در باره هر يک ارايه شده است.
در تمامي منابعي که ذکر شد، هر چند کارهاي شايسته و قابل تقديري هستند اما از انسجام لازم براي بهر بردن از عنوان مرجع(فهرستواره) نشريات سينمايي کشور برخوردار نيستند. 
کتاب حاضر البته با استناد به منابع ياد شده و مشاهده اصل نشريات قبل و بعد از انقلاب تهيه و تدوين شده است. از اين رو نسبت به منابع موجود که پراکنده و فاقد انسجام لازم هستند وضعيت مطلوب‌تري دارد.
هنگامي که کار را آغاز کردم تصور خامي نسبت به منابعي که مي‌بايد از آن‌ها استفاده مي‌کردم داشتم. در مورد نشريات سينمايي بعد از انقلاب اندکي خيالم آسوده بود زيرا بيش از بيست عنوان از آن‌ها را در آرشيو شخصي خود داشتم، که البته در طول کار متوجه شدم کافي نيست و مجبور شدم به هر دري بزنم تا بلکه برخي از آن‌ها را که نامشان را در منابع گوناگون ديده بودم بيابم. مشکل اصلي وقتي آغاز شد که به سراغ نشريات سينمايي قبل از انقلاب رفتم، اين درست زماني بود که کتابخانه ملي ايران در حال جابجايي بود. اين کار بيش از يک سال به طول انجاميد. مدتي پس از افتتاح کتابخانه ملي ايران به آرشيو نشريات آن مراجعه کردم و موفق شدم ( با لطف و همکاري مسئولان اين آرشيو بي نظير) تعدادي از نشريات را ببينم و فيش برداري کنم. با اين حال، بدين علت که هنوز نشريات به طور کامل در جاي خود قرار نگرفته بودند، برخي از آن‌ها در اختيارم قرار نگرفت و مجبور شدم براي تکميل اطلاعات از منابع مکتوب استفاده کنم. اما پيوسته در اين فکر بودم فردي را بيابم که داراي مجموعه نشريات سينمايي قبل از انقلاب باشد. اين مهم در يکي از روزهاي بر پايي جشنواره فيلم فجر روي داد. از امير اسماعيلي ( که از نويسندگان قديمي سينما است و تا کنون بيش از پنجاه کتاب نوشته و يا ترجمه کرده است) خواستم تا چنين شخصي را به من معرفي کند. بلافاصله نام فردي را برد و گفت: مي‌دانم آرشيو بسيار غني‌اي از نشريات گذشته و حال دارد. خودش لطف کرد و مرا به آن شخص معرفي و درخواستم را مطرح کرد. اين يکي از درهايي بود که هيچ گاه به رويم باز نشد. زيرا خيلي صريح گفت: متاسفم. نه شما و نه هيچ کس ديگر. تمام. پافشار‌ي‌ها و اصرار‌هاي بعدي هم اثري نکرد. ريش سفيدي دوستم امير اسماعيلي هم کاري از پيش نبرد. 
بسيار دلتنگ شدم و از تصور خام خودم در باره به دست آوردن منابع پژوهشي از اهل پژوهش شرمنده شدم. شايد به جبران همين دلتنگي و ناراحتي بود که در ادامه کار با شهروز جوياني آشنا شدم. او تلافي کرد. با لطف مهرباني و همراه با راهنمايي‌هاي ارزنده‌اش، نشريات بسياري را در اختيارم گذاشت. هيچگاه لطفش را فراموش نمي‌کنم.
پيش از پرداختن به نکات ديگري که به نظرم بيان آن‌ها در اين پيشگفتار لازم است، مايلم بسيار کوتاه و مختصر در باره تاريخچه نشريات سينمايي کشور توضيحاتي ارايه کنم.
موسس اولين سينما ( گراند سينما) در ايران، همزمان با ساخت اولين فيلم ايراني ( آبي و رابي) در يکم مرداد ماه 1309 اولين نشريه سينمايي را با عنوان سينما و نمايشات منتشر کرد. علي وکيلي توانست اين نشريه را که اولين شماره آن با قيمت ده شاهي ( وجه اشتراک ساليانه سه قران) قيمت داشت. و در 48 صفحه با قطع وزيري و با فاصله انتشار ماهيانه منتشر مي‌شد تنها تا شماره دوم ( شهريور 1309 ) ادامه دهد. 
اسحاق زنجاني که در انتشار دو شماره مجله ياد شده، با عنوان سردبير با وکيلي همکاري داشت، پس از گذشت هشت سال ( 1317) دومين نشريه سينمايي ايران را منتشر کرد. « نمايش» يک شماره بيشتر از سينما و نمايشات دوام آورد.
پنج سال بعد ( 1322) «هوليوود» با مديريت ج. جهان منتشر شد. اين نشريه را در واقع مي‌توان اولين هفته‌نامه سينمايي کشور محسوب کرد. يک سال بعد ( 1323) با مديريت مهندس داوود ايرانپور نشريه « ايران فيلم» پا به عرصه مطبوعات سينمايي گذاشت و پس از انتشار شش شماره متوقف شد.
به غير از چهار نشريه ياد شده نشريات ديگري همچون: عالم هنر( 1330)، عالم سينما (1331)، و سينما (1333) نيز به جمع نشرياتي پيوستند که تا بهمن ماه 1357 مجموعاً چهل و هشت عنوان شد. در اين ميان ستاره سينما ( 1332) تا چند ماه پس از انقلاب ( آبان 1357) نيز منتشر شد و عنوان با دوام ترين نشريه ( حدود 25 سال) را با انتشار 1085 شماره به خود اختصاص داد.
در آغازين روز‌هاي پيروزي انقلاب بسياري از دست اندر کاران نشريات سينمايي گذشته، به علت نامشخص بودن وضعيت انتشار درکشور، در بلاتکليفي به سر مي‌بردند. بنابراين چاپ نشريه سينمايي، به طور رسمي امکان نداشت. از اين رو برخي از آن‌ها تلاش کردند تا نشريات خود را به شکل کتاب به چاپ برسانند. تصوير 58 ، جبهه سينماي انقلاب خلق، و سينما تئاتر از جمله نشرياتي بودند که در سال 1358 به شکل کتاب ( کتابمجله) منتشر شدند. در سال 59 نيز نشرياتي همچون « سينماي نوين» و « تصوير‌هاي سينمايي» با همان روش کار را دنبال کردند. اما اولين نشريه رسمي ( که البته تا چند سال ناچار از اخذ مجوز براي هر شماره بود) در سال 1362 منتشر شد. مجله فيلم که در سال 1361 با انتشار سه گاهنامه کار خود را آغاز کرده بود، به مدت 9 سال تنها نشريه سينمايي کشور بود. در ارديبهشت 1369 دومين نشريه رسمي سينمايي پس از انقلاب با عنوان « گزارش فيلم» کار خود را آغاز کرد. در واقع از اين تاريخ به بعد انتشار نشريات سينمايي کشور رشد قابل توجهي يافت. 
اولين روزنامه سينمايي نيز - که جزو معدود روزنامه‌هاي سينمايي جهان به شمار مي‌رود - در بيست و دوم تيرماه 1382 با انتشار اولين پيش شماره به جمع نشريات سينمايي کشور پيوست.
يافتن يکي از نشرياتي که در تمامي منابع موجود در باره آن آمده بود: « از اين نشريه نمونه‌اي يافت نشد » جالب بود. به کتابخانه موسسه مطالعات تاريخ معاصر رفتم و با لطف يکي از آشنايان به مسئول واحد نشريات آنجا معرفي شدم. براي وي توضيح دادم که به دنبال نشريات سينمايي قبل از انقلاب آمده‌ام. پاسخ داد: در اينجا اين گونه نشريات آرشيو نشده‌اند. با اين حال از او خواستم اسامي چند نشريه را، به طور تصادفي، از ليست نشرياتي که همراهم بود کنترل کند. به هشتمين نشريه رسيده بوديم و هنوز پاسخ منفي بود. نهمين نشريه را که در رايانه خود کنترل کرد. با تعجب گفت: بله بله اين يکي را داريم. و آن يکي، شماره سوم ( اول مهر ماه 1323 ) از دو هفته‌نامه ايران فيلم بود که اولين شماره آن در سال 1323 با سردبيري و مدير مسئولي داود ايرانپور منتشر شده بود.
در هنگامه پژوهش به برخي از مجلات که مي‌رسيدم در مورد درج يا حذف آن از فهرست نشريات سينمايي دچار ترديد مي‌شدم. زيرا از يک سو با مطالب سينمايي غني از نويسندگان معتبر سينمايي روبرو مي‌شدم و از سوي ديگر آن نشريه را فاقد موضوعيت صرفاً سينمايي مي‌يافتم. هرچند در يک مورد ( نشريه نمايش) بر ترديد خود غلبه کردم اما در مورد نشريه هفت هنر ،که با شماره بازيابي 52-1348 در کتابخانه ملي ايران موجود است، همچنان مردد هستم. در هفت هنر مقالاتي از صاحب نظران و اساتيد دانشگاه آن زمان به چاپ مي‌رسيد که اغلب آن‌ها براي اهالي هنر خصوصاً هنر سينما هنوز هم تازه و قابل استفاده است.
پرفسور هشترودي، دکتر مهدي محقق، ايرج زهري و هوشنگ رهنما از جمله نويسندگان اين نشريه - که ازسوي اداره کل آموزش هنري وزارت فرهنگ و هنر منتشر مي‌شده - بوده‌اند.
عناوين بعضي از مقالات هفت هنر عبارتند از:
ـ مشکلات فيلمبرداري در فضاي آزاد. ( نوشته: دکتر بلوهر. شماره 10-11 ص 28).
ـ فستيوال کان و سازمان‌هاي آن.( بي نام. همان ص 61 )
ـ بازيگري و ايمان.( نويسنده: چارلز مک گا. ش 3 . ص 19 )
ـ فيلم چگونه مي‌تواند هنر باشد. ( نوشته: خسرو سينايي. ش 1 . ص 66 )
اولين شماره هفت هنر در تاريخ اسفند 1348 و آخرين آن ( شماره 27-26 ) در تاريخ آذر 1355 منتشر شده است. مدير مسئول آن نيز غلامرضا خوشنويسان بوده است.
قبل از آغاز کار تصور اوليه‌ام اين بود که نشريات سينمايي قبل از انقلاب احتمالاً بيشتر از ده يا پانزده عنوان نيست. اکنون روشن است که تعداد نشريات سينمايي قبل و بعد از انقلاب ( البته تا پايان سال 1383 ) برابرند. نشريات سينمايي بعد از انقلاب ( بدون احتساب کتابمجله‌ها ) 39 عنوان و نشريات سينمايي قبل از انقلاب هم بدون به شمار آوردن نشرياتي که به شکل کتابمجله منتشر شده 39 عنوان بوده است. در مجموع 78 عنوان نشريه سينمايي در اين کتاب فهرست شده است. تعداد کتابمجله‌هاي قبل از انقلاب 8 عنوان، ضمائم 3 عنوان و ساير 5 عنوان بوده است. و تعداد کتابمجله‌هاي بعد از انقلاب 9 عنوان، ويژه ‌نامه‌ها 13 عنوان، نشرياتي که عموماً سينمايي نيستند اما در شناسنامه آن‌ها روش سينمايي درج شده است 10 عنوان و ساير 1 عنوان بوده است. 2 نشريه سينمايي که به زبان فارسي در خارج از کشور منتشر مي‌شود نيز در اين مجموعه فهرست شده است. بدين ترتيب مجموع نشرياتي که از آنها در اين کتاب ياد شده برابر است با 129 عنوان.
در باره کتابمجله‌ها لازم است اين نکته را شرح دهم که اين گونه نشريات در قبل و بعد از انقلاب به چاپ مي‌رسيده و حاصل شرايط خاص و مشترکي در هر دو دوره بوده است. کتابمجله‌ها بدون اخذ مجوز دولتي و با هدف انتشار مداوم در قالب کتاب منتشر مي‌شده‌اند.
در آرشيو کم نظير مرکز مطالعات و تحقيقات رسانه‌ها مجموعه‌اي غني از نشريات فارسي زبان خارج کشور گرد آوري شده است. نگارنده با رجوع به اين آرشيو، موفق به ديدن دو عنوان از نشريات سينمايي خارج از کشور شدم و با توجه به اين‌که نشريات ياد شده مي‌تواند براي پژوهشگران عرصه مسائل سينمايي داراي اهميت موضوعي و متني باشد آن‌ها را نيز فهرست کردم. 
در اين پژوهش از چند علامت اختصاري بهره گرفته‌ام که عبارتند از:
1. علامت ? در جلوي نام نشريه نشان مي‌دهد که مربوط به آرشيو شخصي شهروز جوياني است.
2. علامت ‌‌ [] در مواردي به کار رفته است که متن داخل آن مربوط به نگارنده است.
3. اعداد داخل (پرانتز) نشان از توضيحي دارد که با همان عدد داخل پرانتز، در بخش توضيحات هر مدخل درج شده است. 
براي رجوع به مشخصات کامل هر منبع کافي است نام فرد ذکر شده را در بخش منابع و ماخذ بيابيد( در اين بخش نام‌ها با حروف بزرگتري درج شده است).
مثال: اگر خوانديد: در نشريه فرهنگ و سينما (صفحه 31 ) آمده است...
به بخش منابع و ماخذ در پايان کتاب مراجعه و واژگان «فرهنگ و سينما» را که با حروف بزرگتر درج شده نگاه کنيد. به شماره صفحه دقت شود.
همين‌طورعمل کنيد اگر با نام‌هاي ديگري مثل: سيد فريد، مهرابي و غيره روبرو شديد.

 نشريات سينمايي ايران از آغاز تا سال 1383 . پژوهشگر

انتهاي خبر //  دفتر مطالعات و برنامه ريزي رسانه ها  ::::  کد خبر 44

کليد واژه ها : 
نشريات سينمايي,ايران از آغاز تا سال 1383,پژوهشگر: رسول انبارداران,


 

نوشته شده توسط كرم زاده در شنبه سوم اردیبهشت 1390 ساعت 19:30 موضوع | لینک ثابت


۱) نگرش اول: در اين نگرش روابط عمومي را در نقطه مقابل رسانه ها قرار داده و به نوعي اين دو در حال رقابت با يکديگر هستند بنابر اين منافع و مصالح آنها نيز با يکديگر متفاوت و گاهي حتي مغاير است در اين نگرش اعتقاد بر اين است که روابط عمومي ها علي الاصول حافظ منافع سازمان خود بوده و در پي موفق و کارآمد نشان دادن آن و سرپوش گذاشتن بر ضعف ها. سوء مديريت ها. فسادها و به طور کلي اخبار بد و رويدادهاي منفي سازمان است. بنابر اين روابط عمومي در اين نگرش از توسل به شيوه هاي مختلف براي پنهان کاري اخبار ناگوار و جلوگيري  از دستيابي رسانه ها به اطلاعات واقعي و شکل گيري انتفاد بر ضد سازمان ترسي ندارد. اين نگرش روابط عمومي را در خدمت حفظ و تثبيت وضع موجود شروع و موجه جلوه دادن مديريت هاي مورد نظر و به زبان عاميانه در باغ سبز نشان دادن مي دانند. در اين نگرش هر چه مسئول روابط عمومي فريب کار٬ دروغ گوتر و پنهان کارتر باشد٬ محبوب تر و مطلوبتر است. اما اين شيوه در دراز مدت راه به جا يي نمي برد. اين شيوه رابطه ميان روابط عمومي و رسانه به يک جنگ تن به تن و رقابت سنگين نزديک است و در وجه اجتماعي نيز آسيب هاي فراواني به منافع اجتماعي و منابع ملي وارد مي شود. زيرا يک سازمان اجتماعي يک واحد منفعل و بي ارتباط با سازمانها و نهادهاي ديگر نيست. و نمي تواند باشد بنابراين حفظ منافع کوتاه مدت يک مدير يا سازمان نه تنها ضامن بقاء آن سازمان در دراز مدت نيست بلکه ممکن است در تضاد با مصالح بزرگتر يعني منافع کلان ملي نيز قرار گيرد.

 ۲) نگرش دوم: روابط عمومي و رسانه دو شاخه اي از درخت تنومند ارتباطات و دو حلقه از اين زنجيره هستند که بجاي رقابت و ستيز با همديگر در خدمت هم و مکمل يکديگر هستند. در اين نگرش هر يک از اين دو نهاد نيازها و منافع متقابلي دارند که ارتباط آنها با يکديگر مي تواند برطرف کننده اين نيازها و تامين کننده منافع متقابل باشد. بنابراين شناخت مسئوليت ها و جايگاه هر کدام به وسيله ديگري و استفاده از راهکارهاي مناسب براي ارتباط گيري بدون توسل به بده و بستان هاي مخرب و بدور از انتظارهاي نامعقول و غير منطقي طرفين يک ضرورت اجتناب ناپذير است در اين نگرش روابط عمومي از يک سو و رسانه ها از سوي ديگر اهداف و منافع متقابلي دارند که به آن اشاره مي کنيم

اهداف و منافع متقابلي که روابط عمومي و رسانه از ارتباط متقابل با يکديگر به دست مي آورند.

۱) دست يابي زمان و فضاي رايگان در رسانه ها براي انتشار اخبار و اطلاعاتي که روابط عمومي به هر علت اعلام و انعکاس آن را ضروري مي داند: نا گفته پيداست که زمان در رسانه هاي الکترونيک مانند راديو و تلويزيون و فضا و مکان در مطبوعات عنصر محدود و گران قيمت است که اگر روابط عمومي بخواهد مثلا براي پخش آگهي هاي خود از آن استفاده کند بايد هزينه گزافي را بپردازد اما با توليد و پردازش خبرهاي مورد نياز و استفاده از رسانه مي تواند زمان و فضا را به صورت رايگان در اختيار بگيرد. و اين امتياز بزرگيست. از اين گذشته تاثير مطالبي که به صورت خبر٬ مصاحبه و گزارش از طريق روابط عمومي ها در رسانه ها بيشتر مي شود. بيشتر از مطالب و اطلاعاتي است که به شکل آگهي منتشر مي شود زيرا مردم مي دانند که آگهي در قبال پرداخت هزينه چاپ يا پخش مي شود اما در مورد اخبار و اطلاعات رسانه اي گزينش رسانه را دخيل مي دانند و ناخود آگاه احساس مي کنند که اخبار و اطلاعات بايد داراي ارزش هايي باشند که بوسيله روزنامه و يا ساير رسانه ها انتخاب و منتشر مي شود.

۲) دست يابي به اخبار و اطلاعات سهل الوصول٬ رايگان و تازه بوسيله رسانه ها: بسياري از اوقات رسانه ها براي دست يابي مستقل به اطلاعاتي که به وسيله روابط عمومي ها به صورت بيانيه٬ مصاحبه و غيره در اختيار آنها قرار مي گيرد مي بايد زمان٬ هزينه و نيروي انساني زيادي را صرف کند. در حالي که از طريق روابط عمومي ها مي توانند در اين ابعاد نيز صرفه جوي کنند و اخبار مربوط به برنامه ريزي ها٬عملکردها و تصميم هاي سازمانها را به سرعت و به راحتي به دست آورند. البته طبيعي است همه اخباري که بوسيله روابط عمومي ها براي رسانه ها ارسال مي شود واجد ويژگي هاي لازم از قبيل تازگي٬ فراگيري و اهميت براي مخاطبان نيستند. اما حجم اخبار ارسالي از سوي روابط عمومي ها براي رسانه ها معمولا آن قدر زياد است که رسانه ها به ويژه مطبوعات مي توانند مهمترين و با ارزش ترين آنها را انتخاب و منتشر کنند.

 

 

 

روابط عمومي و شاخصه هاي رسانه اي از موضوعاتي است که امروزه مورد توجه بخش عمده اي از محققان و پزوهشگران قرار گرفته است .کاظمي دينان در وبلاگ شخصي اش به بررسي  تعامل روابط عمومي و رسانه ها پرداخته است ;
امروز به سبب پيچيده شدن نوع روابط و پيشرفت و گستردگي جوامع در ابعاد گوناگون مسائل و موضوعات که ريشه در ماهيت علوم انساني دارند متاثر از مسائل مختلف مي شوند. براي آن که بتوان مساله اي را درون مجموعه اي حل و فصل کرد در درجه اول بايد همه عوامل و زمينه هايي را که موجب بروز مشکل شده اند را شناسايي و سپس براي حل آن برنامه ريزي کرد. يکي از ابزارهايي که مي توان در اين امر کمک نماي روابط عمومي مي باشد. روابط عمومي مجموعه اي از عمليات ارتباطي آگاهانه مبتني بر برنامه و تحقيق است که با استفاده از شيوه هاي علمي و هنري به ارتباط با درون سازمان و بيرون سازمان پرداخته و از يک طرف به منظور کسب نظرات، انتظارات و خواسته هاي آنها و از طرف ديگر اطلاع رساني، آگاه نمودن، ترغيب کردن و ايجاد وحدت و همدلي مي پردازند و با تجزيه و تحليل گرايش هاي مخاطبان و افکار عمومي براي رسيدن به تفاهم تلاش مي کند.مديران سازمان ها امروز بيش از هر زمان ديگري ضرورت داشتن مديرتي و مفاهيم نوين در روابط عمومي را احساس مي کنند، اگر چه برخي معتقدند که روابط عمومي را بايد در عمل آموخت و تجديد کرد، اما تئوري هاي مورد بحث در ردواب عوومي مسير پرنشيب و فراز آزمون و خطا را بر ما هموار مي سازد.امروز روابط عمومي را معمار نظام ارتباطات با مخاطبين سازمان چه در داخل و چه در خارج مي دانند. زيرا مي توان ايجاد ارتباط در درون و بيرون به منظور توزيع اطلاعات، تعادل و تعامل ميان کارکنان، ايجاد تعهد و انگيزش بيشتر کارکنان و بالاخره کاهش استرس و تضاد ميان آنها، از سوي ديگر ايجاد ترغيب، اقتاع، تفاهم، آگاهي در مخاطبين راتوسط روابط عمومي مشاهده نمود.
در اين ترديدي نيست که روابط عمومي ها با توجه به ماهيت و کارکردشان موجه ترين واحد براي پاسخ گويي در سازمان ها محسوب شده و به عنوان سخنگوي دستگاه بايد جوابگو و اطلاع رسان پيام ها و سياست ها و برنامه هاي سازمان در ارتباط با مخاطب و اقشار مختلف باشند.
به بيان ديگر تلقي تعريف رايج از روابط عمومي به عنوان چشم، گوش و زبان سازمان نيز حکايت از مقام و جايگاه پاسخگويي روابط عمومي در سازمان دارد.

هرچند که متاسفانه امروز کمتر روابط عمومي توفيق اجراي کامل اين وظيفه را در سازمان و به نحو مطلوب داشته است که عمده علت قرار نداشتن بسياري از روابط عمومي ها در جايگاه سازماني و تشکيلاتي مناسب و عدم بهره مندي از اقتدار و اختيار عمل و حمايت مديران ارشد و هم چنين گماردن افراد غير متخصص و ناآگاه در روابط عمومي و در نهايت نداشتن اطلاعات کافي است که آنان را در اجراي اين وظيفه و رسالت خطير پاسخگويي ناتوان ساخته است.

يک روابط عمومي کارآمد براي پاسخگويي بايد شناخت کافي از ابزارهاي پاسخگويي داشته باشد و از سويي با تخصص بهره گيري مناسب از ابزارها اشنا باشد که مهم ترين ابزار پاسخگويي روابط عمومي ها در ارتباط با مخاطبان رسانه هاي جمعي هستند که رسانه هاي جمعي به عنوان حلقه واسط اطلاع رساني بين دولت و اقشار مختلف مردم بيشترين و موثر ترين نقش را ايفا گر هستند.براي اين که بتوان با مخاطبين سازمان ها ارتباط صحيح و مناسب بر قرار کرد روابط عمومي ها بايد از روش ها و ابزارهاي ارتباطي، نوشتاري و گفتاري، ديداري و شنيداري بهره جويد تا بتواند به مسئوليت مهم و حساس خود در سازمان عمل نمايد.ابزارها و وسايل زيادي جهت برقراري ارتباط يا انتقال پيام وجود دارند که راديو و تلويزيون يکي از آنها مي باشد که با استفاده بجا و بهينه از ديگر وسائل جهت اطلاع رساني و آگاه نمودن مي تواند ما را به اهدافمان برساند.
هيات محترم دولت در جلسه روز 12 تيرماه سال (1384) لايحه آزادي اطلاعات را تصويب کرد. بر اساس اين لايحه هر شخص ايراني حق دسترسي به اطلاعات عمومي را دارد، مگر آن که قانون آن را منع کرده باشد، همچنين براساس اين مصوبه موسسات عمومي مکلفند اطلاعات مربوط را در دسترس مردم قرار دهند و نمي توانند متقاضيان دسترسي به اطلاعات را به هيچگونه دليل يا توجيهي از اطلاعات محروم نمايند. هر يک از موسسات عمومي نيز موظف شدند در راستاي نفع عمومي و حقوق شهروندي دست کم به طور ساليانه اطلاعات عمومي خود را با استفاده از امکانات رايانه اي يا حتي امکان در يک کتاب راهنما منتشر نمايند.
موارد عنوان شده در بالا مهمترين مباحث مربوط درخصوص لايحه آزادي اطلاعات بود که به نظر مي رسد نقش واحد هاي روابط عمومي در سازمان و دستگاه هاي اجرايي دولت و خصوصي و در کنار آن رسانه هاي جمعي (مطبوعات، صدا و سيما، خبرگزاري هاف سايت هاي اينترنتي و ...) در تحقق علمي و اجرايي اين لايحه نقشي بسيار تعيين کننده و اساسي است چرا که يکي از مهم ترين وظايف روابط عمومي ها و رسانه ها اطلاع رساني و افزايش آگهي هاي عمومي جامعه تعريف شده است که با تصويب اين لايحه اين وظيفه و ماموريت لزوم فعاليت بيش از پيش اين دو واحد ارتباطي و رسانه اي کشور را دو چندان مي کند، از سوي ديگر تصويب اين لايحه  در راستاي شعار مهم دانستن حق مردم است اين موضوع را تداعي مي کند که روابط عمومي ها و رسانه ها بايد با تلاش زياد و اتخاذ تدابير اصولي تر  فرايند اطلاع رساني به مخاطبان و گروه هاي مختلف مردم را گسترش دهند. براساس اين مصوبه نيز بايد به واحد هاي روابط عمومي در دستگاه ها و رسانه ها توجه بيشتري مبذول گردد و امکانات و اختيارات لازم را براي تحقق اين مصوبه دولت در اختيارشان گذارده شود. همچنين اجراي موثرتر آزادي اطلاعات در جامعه مستلزم همکاري و تعامل و ارتباط بيش از پيش روابط عمومي ها و رسانه هاي جمعي را طلب مي کند که اين دو واحد ارتباطي در يک فضاي دوستانه و علمي و در کنار يکديگر مردم را به حق اساسي شان که حق دانستن و آگاهي پيرامون رخدادهاي پيراموني شان است را برسانند.

روابط عمومي ها و رسانه هاي امروز بايد تعريف جديدي از فعاليت هايشان را ارائه و با استفاده از تکنيک هاي جديد در راستاي تحقيق جريان آزاد اطلاعات و ارتباطات در راستاي منافع عمومي کشور و مردم گام بردارند. افزايش توليدات خبري، گزارش، امور انتشاراتي نظير چاب کتاب، بروشورهاي اطلاعاتي و توسعه و گسترش سياست هاي اينترنتي اطلاع رساني با رويکرد سرويس دهي اطلاعاتي به مردم نه بانگاه جناحي و حزبي از ملزوماتي است که به نظر مي رسد بايد در دستور کار روابط عمومي سازمان و دستگاه ها و رسانه هاي جمعي قرار گيرد. به عبارتي ديگر مي توان گفت دوران حبس اطلاعات سال هاست به سر آمده و انتشار و شفاف سازي جريان اطلاعات و ارتباطات بايد در فرهنگ ما به امري رايج و نهادينه تبديل گردد.رسانه ها به عنوان يک امکان بالقوه مناسب، بهترين فرصت ها را براي ارتباط روابط عمومي با افکار عمومي فراهم مي سازد. هيچ يک از شيوه هاي اطلاع رساني کارايي رسانه هاي جمعي از جمله مطبوعات را ندارند.بايد بپذيريم روابط عمومي و روزنامه نگاري دو شاخه از درخت تنومند ارتباطات و دو حلقه از اين زنجيره است که بجاي رقابت و ستيز با هم، در خدمت و مکمل يکديگر بايد باشند.

روش هاي صحيح برقراري ارتباط مناسب بين روابط عمومي ها و رسانه ها

1 -تهيه و تنظيم بيانيه هاي مطبوعاتي و ارسال آنها به مطبوعات و يا ساير رسانه هاي جمعي (به وسيله ودرنويس، قرائت به وسيله تلفن و ارائه مستقيم به خبرنگار)

 2- ترتيب دادن نشست ها و مصاحبه هاي مطبوعاتي و راديو تلويزيوني

3- پاسخگويي به سوالات خبرنگاران و ارائه اطلاعات مورد نياز به آنها و ترتيب دادن مصاحبه هاي اختصاصي


4- تهيه جوابيه براي رسانه ها در قالب توضيح، تکذيب، تصحيح...

5- توليد اخبار تکراري

6- نشست هاي دوستانه با اربابان جرايد و رسانه ها

7 -ارسال پيام در مناسبت هاي مختلف براي خبرنگاران و مديران مسئول جرايد و ديگر رسانه ها

در خاتمه بايد بخاطر داشته باشيم هدف روابط عمومي بايد حل مشکل مشترک بين سازمان و مخاطبين سازمان بوده و مجرايي باشد براي تبادل انديشه ها و افکار مردم. از طرفي مهمترين وظايف و رسالت روابط عمومي بايد آگاه کردن مردم از تلاش ها و عملکرد و مشکلات پيش روي سازمان و جويا شدن نظر مردم و جمع کردن و انتقال آن به سازمان و ترتيب اثر دادن به آنها در برنامه ريزي هاي آتي به منظور رسيدن به رشد و توسعه بيشتر سازمان باشد لذا استفاده بجا از رسانه ها اين شمشير دو دم که همر مي توانند ضعفهاي سازمان را شناسايي و بيان نمايند تا نسبت به تقويت يا رفع آن اقدام شود و هم مي توانند نقاط قوت را به مهمترين شکل بيان کنند و افکار عمومي را آگاه سازند و انتقال دهنده آسان و بي دردسر نظرگاه ها و ديدگاه ها- عملکرد سازمان به مردم و بالعکس باشند.
 * يک روابط عمومي خوب بايد بهترين مرجع براي پاسخگويي بين سازمان و مردم باشد و بايد جوابگو و اطلاع رسان پيام هاف سياست ها و برنامه هاي سازمان با مخاطبان مختف باشد.
 * يک روابط عمومي خوب براي پاسخگويي بايد شناخت کافي از ابزارهاي پاسخگويي را داشته باشد.
 * و از همه مهم تر اين که رابطه تنگاتنگ روابط عمومي ها با رسانه هاي جمعي مي تواند بهترين حلقه واسطه اطلاع رساني بين دولت و اقشار مختلف مردم باشد.

روابط عمومي و رسانه ها 1. استفاده از اينترنت و فن آوري هاي نوين تجهيزات قدرتمندي را در اختيار روابط عمومي ها قرار داده و پديده اينترنت آنچنان دنياي روابط عمومي را متحول کرده است که عده اي معتقدند اگر به شبکه متصل نيستيد حيات نداريد. 2. آشنايي با سايتها و پايگاههاي اطلاع رساني عامل مهمي در به روز رساني اطلاعات است ، ايجاد يک وب سايت جذاب براي انتقال اخبار از بديهي ترين اقدامات روابط عمومي در عصر اينترنت است و شرط موفقيت براي به کارگيري اينترنت در روابط عمومي داشتن نگاه استراتژيک و همچنين شناخت تمام زوايا و ويژگيهاي ارتباطي اينترنتي مي باشد.3. گرچه اطلاع رساني از ويژگيهاي روابط عمومي کارآمد است ، آنچه اولويت بيشتري دارد اطلاع يابي است.روابط عمومي ها بايد در داخل سازمان به دنبال خبر بدوند نه اينکه منتظر خبر بمانند. 4. گله روابط عمومي ها از خبرنگار در مورد چاپ نشدن يک خبر ، نشانگر دخالت بي مورد روابط عمومي در کار روزنامه نگاري است . روابط عمومي ها بايد بدانند که انجام وظايف روزمره خبر نيست .5. در هيچ شرايطي روابط عمومي به صورت رسمي تقاضاي جلوگيري از چاپ يک مطلب را نمي کند، بلکه با بر قراري ارتباطي صميمانه و دوستانه با رسانه ها مي توان ، از انتشار اخبار غير واقعي و شايعات جلوگيري كرد.6. روابط عمومي بايد بداند که رسانه ها پايگاه تبليغاتي و سخنگويان يک طرفه سازمان او نيستند ، بلکه رسانه ها در انتخاب اخبار ، نيازها و علايق مخاطبان خود را در نظر مي گيرند. 7. تشکيل شوراي مشورتي ارتباط با رسانه ها به منظور بحث و بررسي کارشناسي براي بهبود فعاليتهاي روابط عمومي و استفاده از ظرفيتهاي موجود رسانه ها عامل مهمي در موفقيت روابط عمومي ها در ايجاد ارتباط با رسانه ها است . 8. از کارهاي معمولي و اوليه روابط عمومي جستجوي سايتهاي اينترنتي خبرگزاري ها و تهيه بريده جرايد و توزيع آن بين مديران سازمان است . 9. با نصب العين قراردادن عبارت مشهور ( خير الکلام ما قل و دل) و تنظيم اخبار در حجم کم ، و بيان اصلي ترين و مهمترين عناصر خبري کوتاه نويسي را تجربه کنيد. 10. پرداختن به عناصر اصلي خبر و پرهيز از اخبار شخصيت مدار ( رييس مدار ) و حواشي کم اهميت به افزايش أگاهي مردم و انعكاس بيشتر اخبار کمک مي کند . 11. برخي خبرنگاران مايلند با مديران ارشد سازمان مصاحبه نمايند ، برداشتن موانع متعدد در اين راه قابل اهميت است. همچنين هماهنگي براي انجام مصاحبه هاي اختصاصي و مطبوعاتي و راديو تلويزيوني در انعکاس اخبار بسيار مهم است. 12.در انتقال اخبار به رسانه ها توليد اخبار ابتکاري، توجه به خط مشي رسانه ها ، جامع و کامل بودن خبر ، ارسال عکسهاي مرتبط با خبر ، سريع رساندن خبر و زمان فعاليت رسانه ها حايز اهميت است . 13. اين هنر روابط عمومي است که به اندازه قابليت و توان رسانه ها از آنها به نفع سازمان بهره ببرد. 14. بايد به تمامي رسانه ها و خبرنگاران انها احترام گذاشت ، تبعيض بين خبرنگاران باعث دلسردي خبرنگاران نسبت به روابط عمومي و عدم انعكاس مناسب اخبار خواهد شد . 15. از رسانه هاي نوشتاري براي انتقال اطلاعات طولاني و تخصصي اخبار استفاده مطلوب را ببريد. 16. خبرهايي که در راديو و تلويزيون منعکس مي شوند ، جذابتر از خبرهايي هستند که بر روي کاغذ درج مي شوند.17.ارسال کارت تبريک به رسانه ها را به مناسبت سالروز تاسيس يا شروع سال نو جدي بگيريد.18. روابط عمومي ها بايد بدانند که هرچه عنصر تبليغات در يک خبر بيشتر باشد کم اثر تر خواهد شد19. اطلاعات مورد نياز خبرنگاران را شخصا تهيه نموده و هيچ گاه سئوالات خبرنگاران را بي پاسخ نگذاريد . 20. اجراي سيستم مکانيزه خبر رساني ( روابط عمومي الکترونيک ) را جدي بگيريد. 21. برقراري ارتباط نظام مند با مراکز اطلاع رساني مختلف و ايجاد بخش مستقل ارتباط با رسانه ها را پيگيري نماييد22. جهت شرکت در مراسم و مناسبتهاي مختلف دعوت از خبرنگاران را فراموش نکنيد . 23. براي انعکاس اخبار در رسانه ها از تمام امکانات و نفوذ خود استفاده نماييد و براي اين که مطمئن شويد اخبار ارسالي به سرويس مورد نظر رسيده است ، با برقراري تماس تلفني ، توصيه هاي دوستانه را فراموش نکنيد . 24.موضع گيري شخصي و سياسي را در تنظيم خبر دخالت ندهيد . 25. در صورتي که قصد ارسال جوابيه را داريد در اسرع وقت اقدام نماييد ، زيرا در غير اينصورت مطلب چاپ شده تاثير خود را در اذهان عمومي گذاشته و صحيح تلقي مي گردد. 26. در هنگام تهيه جوابيه، اشاره به مستندات منطقي ، خودداري از ذکر عبارات توهين آميز و رعايت کردن عدالت الزامي است.27. فراموش نکنيد افزايش حجم اخبار غير موثق و اخباري که نياز به جوابيه( تاييديه و تكذيبيه و .... ) دارند ناشي از عملکرد ناقص روابط عمومي در زمينه اطلاع رساني مي باشد. 28.بعضي از رسانه ها مايلند که مطالب مورد نياز خود را از طريق اينترنت دريافت کنند، اين وظيفه روابط عمومي است که به نحوه عملکرد اين سيستمها آشنا شوند.29. روابط عمومي ها در مواردي که از نظر خبري فعال نيستند بايد با استفاده از تشابه ، تعارض ، تعميم ، توليد شبه رويداد و... دست به توليد اخبار ابتکاري زده و از شيوه هاي تخصصي توليد خبر بهره ببرند .30. روابط عمومي بايد بيش از پيش به اهميت رسالت خطير رسانه ها آگاه بوده و در ايجاد حسن رابطه با آنها کوشا باشد. 31. روابط عمومي موفق ، نويسنده اي است که از هر رويدادي ( event) چندين خبر بسازد.32. هرچه شناخت روابط عمومي از خبر بيشتر و از نيازها و حساسيتهاي مخاطب اگاه تر باشند توفيق بيشتري در تهيه و نگارش متن خبر به دست خواهند آورد . 33.نگاه به اخبار چاپ شده در نشريات عامل مهمي در شناسايي و ارزيابي روند ارتباط با رسانه ها است.34. روابط عمومي ا درک صحيح از کار رسانه اي و محدوديتها و مشکلات اقتصادي و اجتماعي جامعه بايد در قبال خدماتي که از رسانه ها دريافت مي کنند ، درصدد حل بخشي از مشکلات آنها برآيند. 35.. همزمان با ارسال خبر به رسانه ها يادآور شويد که کار شما تبليغات تجاري نيست و هر زمان که تشخيص دادند که بعضي از اخبار جنبه تبليغي و تجاري دارد ، از درج آن خودداري نمايند. 36.به رسانه ها اطمينان دهيد که هر مطلبي که توسط شما براي آنها فرستاده مي شود ، از روي کمال دقت و صحت تنظيم شده و هرگاه نياز به جزييات و تفضيلات بيشتري داشتند ، خواسته آنان را در اسرع وقت برآورده خواهد شد.37. قبل ازارسال مطلب خود به رسانه هاآن را يکبار ديگر مرور کرده و آن را درکوتاهترين و روان ترين شکل تهيه کنيد . 38. روابط عمومي ها بايد ويژگيهاي خبر را شناخته وتوانايي تشخيص رويداد خبري را از غير خبري داشته باشد. . 39. روابط عمومي و رسانه محورهاي اصلي اطلاع رساني هستند ، اگر اطلاع رساني اين دونهاد در جامعه شفاف و گويا و کامل نباشد طبيعي است که مخاطبان به سوي رسانه هاي غير رسمي خواهند رفت که اين امر سبب سلب اعتماد افکار عمومي خواهد شد. 40. در هنگام برگزاري گردهمايي ها و همايشها و ... اختصاص چند خط تلفن و فاکس براي خبرنگاران جهت تسهيل ارتباط الزامي است. همچنين در پايان مراسم نظرسنجي از مدعوين مي تواند به شناخت نقاط ضعف و قوت برنامه کمک نمايد.


 

نوشته شده توسط كرم زاده در یکشنبه سوم بهمن 1389 ساعت 18:12 موضوع | لینک ثابت


تبلیغات

به نام خدا

مطالب درس ارتباط با رسانه                                             استاد مربوطه:جناب آقای رجبی

 

 

تبلیغات: اعمال نظرات و اطلاعات خاص به منظور کسب آراء و تمایلات ممکن

 

- انواع تبلیغات: 1- تبلیغات سفید 2- تبلیغات خاکستری 3- تبلیغات سیاه

 

- تبلیغات سفید: در این نوع تبلیغ منبع مشخص است و اطلاعات ارائه شده از سوی منبع صحت دارد

و فاقد هرگونه دروغ ، تحریف و بزرگنمایی است.منبع تلاش میکند که اعتبار خودش را نزد مخاطب به

دست آورد ومحتوا و درونمایه آن پیام در جهت توسعه و به نفع مخاطب است.

 

- تبلیغات خاکستری:  در این نوع تبلیغ، منبع ممکن است مشخص باشد یا نباشد.در مورد محتوای پیام هم

این موضوع صادق است.دستکاری آمار و ارقام،ادعاهای کا ذب وغیر واقعی، برجسته کردن نقاط مثبت

در صورت داشتن و پنهان کردن نقاط منفی.

 

- تبلیغات سیاه: در این نوع تبلیغ ایجاد ارتباط لا مخاطب آشکار وبدون واسطه است. منبع در ارائه

اطلاعات و انتنخاب محتوای پیام صریح است و مخاطبان را به عنوان مبلغ میشناسند.

*                     *                   *                *                 *                 *                *

تبلیغات مستقیم : در این تبلیغ نقطه ابهامی وجود ندارد و پیام بدون فریبکاری به مخاطب ارسال میشود

درحالیکه محتوای پیام ممکن است مبتنی بر واقعیت نباشد

 

تبلیغات غیر مستقیم: علنی و آشکار نیست و بطورغیر مستقیم در صدد دستیابی به اهداف منبع است.نیاز

به هوشیاری دارد که طرف بداند واقعا تبلیغ است. مخاطبان در رویارویی با تبلیغات غیر مستقیم معمولا

غافلگیر می شوند ومی توانند تا ثیر گذاری بیشتری داشته باشند.

 

دوشنبه 22/9/89


 

نوشته شده توسط كرم زاده در یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389 ساعت 23:37 موضوع | لینک ثابت


خبر

به نام خدا

 

مطالب درس ارتباط با رسانه                                                      استاد مربوطه:جناب آقای رجبی

 

 

تعریف خبر:فرایند ارزشگذاری عناصر یک رویداد عینی است با توجه به منافع فرستنده و نیاز مخاطب

 

- مفاهیم اساسی در خبر:1- درستی خبر 2- صراحت خبر 3- جامعیت

 

1- درستی: خبرنگار باید آنچه را که اتفاق افتاده به صورت واقعی و بدون کم و کاست نشر دهد نه آنطور

که خود میخواهد.

2- صراحت: اخباری که خبرنگار منتشر میکند باید به زبان ساده بیان شده باشد.ابهام نداشته باشدو کامل

باشد.

3- جامعیت: خبر کامل باشد.تمامی شرایط و عناصر و ارزشهای یک خبر را در خود داشته باشد.

 

- عناصر خبر عبارتند از: چه کسی- چه چیزی- کجا - چه وقت- چطور- چرا

 

- ارزشهای خبری: 1- دربرگیری و بزرگی 2- شهرت(منفی و مثبت) 3- تازگی 4- برخورد و درگیری

5- استثنا وشگفتی 6- فراوانی و تعداد 7- مجاورت(جغرافیایی- فکری)

 

عناصر خبری: به مانند استخوانبندی خبر هستند یا به مانند یک چارچوب برای خبر

 

ارزشهای خبری: معیارگزینش و ارزشگذاری یک واقعه یا رویداد خبری هستند

 

دوشنبه 1/9/89


 

نوشته شده توسط كرم زاده در یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389 ساعت 23:36 موضوع | لینک ثابت


افکار عمومی

                   افکار عمومی                                   استاد مربوطه: جناب استاد کرمی

افکار عمومی راهی است برای رسیدن به هدف که  می تواند یک جامعه را دگرگون سازد

افکار عمومی عبارتست از مجموع عقاید، نقطه نظر ها و گرایشهای بخش بزرگی از جامعه پیرامون یک موضوع در زمان معین.

به گفته آلن پیرو در کتاب فرهنگ علوم اجتماعی:  افکار عمومی مجموعه ای از عقاید شخصی در مورد  یک امر مربوط به شرایط زیست گروهی است.

.


 

نوشته شده توسط كرم زاده در جمعه بیست و هشتم آبان 1389 ساعت 16:39 موضوع | لینک ثابت


مطلبی در باره روابط عمومی

به نام خدا

 

مطلبی در باره افکار عمومی                                             استاد گرامی:جناب آقای کرمی

 

امروزه در جوامع بشری بسیاری از وقایع و اتفاقاتی که به وقوع می پیوندند هرکسی به هر نحوی در باره آنها اظهار نظر می کند و نگرش افراد در مورد آنها متفاوت است.

شاید اگر دقیقتر به این موضوع بنگریم خواهیم دید نظر مردم راجع به یک مسئله همگانی می تواند برروی آن تاثیر منفی یا مثبت بگذارد واین تفکرات مردم است که میتواند مسئله مورد نظر

را از لحاظ اهمیت در سطح بالا یا پایینی قرار دهد.

به عنوان مثال:جریان هدفمندی یارانه ها این روزها در جامعه ما به یک بحث مهم تبدیل گشته و

دید مردم(افکار عمومی)نسبت به آن با توجه به اظهار نظرهایی که میکنند متفاوت است.برخی

آن را به حال مردم  واقتصاد مفید و برخی دیگر متفق القولند که این جریان به حال مردم و اقتصاد مملکت فایده ای ندارد.

حال با توجه به مثال بالا درمی یابیم که مسئله ای که آنقدر از لحاظ اهمیت بالاست چگونه میشود که مورد کنجکاوی افکار مردم قرار گرفته وفکر وذهن جامعه را به خود مشغول ساخته است.

نتیجه:افکار عمومی در هر جریان اختماعی،سیاسی،اقتصادی،فرهنگی و.... نقش بسزایی در

به ثمررسیدن یا موفقیت و در مقابل عدم موفقیت آن جریان دارد.


 

نوشته شده توسط كرم زاده در دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389 ساعت 22:22 موضوع | لینک ثابت